طاهاطاها، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 16 روز سن داره

فرشته ای از طرف خدا

طاهای دوست داشتنی من

دی ماه نوزدهم زندگی طاها

1393/10/24 2:16
نویسنده : مامانی
472 بازدید
اشتراک گذاری

یک روز دیگه از زندگی پسرم میگزره کم کم زندگی شکل خودشو گرفته،سن لجبازیو شیطننش آغاز شده.طاهای من دیوارا رو مینویسه صندلی زیر پاشه تا چراغا رو روشن کنه و در کمدها رو واکنه بریز بیرون با درکه اما سنش انقد نیس که بدونه داره خرابکاری میکنه صندلی رو میزاره رو اپن و میگه اتدور اندور یعنی انگور .کنتر یعنی کنترل دلاخ یعنی چراغ. اندشت انگشت . میگم،چندسالته میگه یسال با انگشت ناخن و انگشتشم نشون میده ابرو دندون و زبون پی پی میکنه دستشو تکون میده میگه مامان پیف. چشمشو نشون میده میگه فوت کن میگه اوف پوووف . یعنی اوف شده دعواش،کردنی نازم میکنه ارووم میگه مامان مامان . به باباش تتزگیا میگه امیرا یعنی امیر اقا مردا رو میگه اقا به زنداییش خاله میگه شبا شارژ میشه نمیخوابه موهاش دراومده خو شگلتر شده بهش وابسته شدم دوس،ندارم ازم دور بلشه بیشتر لز قبل دوسش دارم . بپر بپرش دیوانت میکنه ا. دسته مبل خزار بار میپره یبار دعواش کردم الان هی میاد میگخ دعوا دعوا نماز خوندش که عالیه تکبیر رکوع و سجده و تشخد رو کامل میره رقصشم حرف نداره. حسیین حسینشم که سر جاشه چیزایی که یادم میاد همیناست 

 

پسندها (2)

نظرات (0)