طاهاطاها، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

فرشته ای از طرف خدا

طاهای دوست داشتنی من

اردیبهشت ماه یازدم زندگی طاهای من

1393/3/2 16:09
نویسنده : مامانی
566 بازدید
اشتراک گذاری

طاهای من دیگه بزرگ شده انقد بزرگ که راه می ره از تخت میاد پایین پله جلو آشپزخونه رو راحت رد میکنه (بعد کلی زمین خوردن) می دوه تخت گوشت سنگین روبا خودش میبره اینور اون ور

انقد بزرگ که میدونه کاهو با سکنجبین خوشمزس و بهش اشاره می کنه و تا نزنم به سنجبین و  شیرینیشو نچشه راضی نمیشه انقدر که می دونه جای چرخونکش که دسته داره توی اتاقشه

انقد بزرگ که کنترل رو میزاره تو کشو لباسا و من و باباش تا قیامت باید بگردیم دنبالش

و انقد بزرگه که تکرار می کنه :جیش (تیس)  جیز - گربه -اسب -دد-ییا(زهرا-

و خودش تو موارد دلخواه استفاده می کنه از کلمات: زهرا (ییا)-گوشی رو برمیداره می گه بله(دده)- وقتی صداش مکنیم طاها می گه بله(دده) - گربه رو نشون بده (نشون میده و می گه اوووبه)   - اسب کو نشون می ده و می گه (اهههههب)- گاو کو نشون میده گاو چی می گه ما(هاااااااااا)-عمو (امممممممم)

خوشگل مامان کیه(هاها)

بارزترین کلمه اش (دَد) می گم طاها کجا بریم ددَ

دستوراتی که بلده: .....کو؟ - توپتو بیار- بابا رو بیدار کن دست بده- نازم کن -ایول کن -بوسم کن(بووووووو میکنه مثل فوت)- فوت کن کلا کبریت روشن رو فوت میکنه- ماشینو دید کن هم میگه هم میرونه -باواکر میونش خوبه همیشه در حال حل دادن و توپ بازی جزو اولین مهارتهاشه

و باز وبسته کردن در البته الان کمترشده

امشب گریه می کرد و می گف ییا ییا(زهرا) (از اتاق رفته بود بیرون)

سر وسایل با نانی دعواشون می شه

کار به جاهای باریک میکشه

اون روز طی یه عملیات داوطلبانه طاها نانی رو بوسید هر چند نانی همیشه اینکارو می کنه و وقتی طاها گریه میکنه می گه بیا ببلم(بغلم) دیه نگن(گریه نک)

عزیزم چی می خوای

غذا می خوای بیا میمی بدمخندونک

اما وقتیم عصبانی میشه طاها رو حل میده چند روزه وقتی طها دا میزنه دعواش میکنه و میزنه تو سرش که بخاطر انتی بیوتیکای تبشه

وزن این ماها طاها 8.600 راضی بخش و قدش 73 از وقتی روی رو شروع کردم چارتا مورداورده

و قدش بلند شده

پسندها (2)

نظرات (0)